زندگی نامه امام رضا ع
چـقـدر مفـید بـود ؟

zendeghiname emamreza irnab ir زندگی نامه امام رضا ع

مقدمه:

امام علی بن موسی الرضا(ع)هشتمین امام شیعیان ازنسل پاک رسول خداوهشتمین جانشین پیامبرمکرم اسلام می باشند.

ایشان درسن ۳۵ سالگی عهده دار مسئولیت امامت ورهبری شیعیان گردیدند وحیات ایشان هم زمان بودباخلافت خلفای عباسی که سختی ها ورنج بسیاری رابرامام رواداشتندوسرانجام مامون عباسی ایشان رادرسن ۳۵ سالگی به شهادت رساند.

نام، لقب وکنیه امام:

نام مبارک ایشان علی وکنیه آن حضرت ابوالحسن ومشهورترین لقب ایشان”رضا” به معنای “خشنودی”می باشد.امام محمد تقی (ع)امام نهم وفرزندانشان سبب نامیده شدن ان حضرت به این لقب را اینگونه نقل می فرمایند:”خداوند اورا رضالقب نهاد زیراخداونددرآسمان ورسول خداوائمه اطهاردرزمین ازاوخشنودبوده اندوایشان رابرای امامت پسندیده اند وهمینطور(به خاطرخلق نیکوی امام )هم دوستان ونزدیکان وهم دشمنان ازایشان راضی وخشنودبودند.”

یکی ازالقاب مشهورحضرت “عالم آل محمد”است.این لقب نشانگرظهورعلم ودانش ایشان می باشد.درجلسات مناظره بسیاری که امام بادانشمندان بزرگ این عصرخویش،به ویژه علمای ادیان مختلف انجام دادودرهمه آن هاباسربلندی تمام بیرون آمد.
تولد امام:

حضرت رضا)ع)دریازدهم ذی القعده الحرام سال۱۴۸هجری درمدینه منوره دیده به جهان گشودند.ازقول مادرایشان نقل شده است که:هنگامی که حامله شدم به هیچ وجه سنگینی حمل رادرخودحس نمی کردم ووقتی به خواب می رفتم،صدای تسبیح وتمجیدوذکر”لااله الاالله”را ازشکم خودمی شنیدم،هنگامی که وضع حمل انجام شد،نوزاددودستش رابه زمین نهادوسرش رابه سوی آسمان بلندکردوزبانش راتکان می داد گویی چیزی می گفت.
پدرومادرامام:

پدربزرگوارایشان امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که درسال۱۸۳ ه.ق

به دست هارون عباسی به شهادت رسیدندومادرگرامیشان”نجمه”نام داشت.
امامت امام رضا (ع):

امامت ووصیت حضرت بارها توسط پدربزرگوارواجدادایشان ورسول اکرم اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم(ع) بارها درحضور مردم ایشان رابه عنوان وصی وامام بعدازخویش معرفی کرده بودند . یکی ازیاران امام موسی کاظم(ع) می گوید:ماشصت نفربودیم که موسی بن جعفر به جمع ماواردشد ودست فرزندش علی دردست اوبود. فرمود:”آیا می دانید کیستم؟” گفتم :”توآقا وبزرگ ماهستی.” فرمود:”نام ولقب مرابگویید.”گفتم:شماموسی بن جعفربن محمدهستید. فرمود:”این که بامن است کیست؟” گفتم:علی بن موسی جعفر.فرمود:”پس شهادت دهید اودرزندگانی من وکیل من است وبعدازمرگ من وصی من می باشد.”
اوضاع سیاسی:

مدت امامت ایشان ۲۰ سال بود که می توان آن رابه سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

۱) ده سال اول امامت آن حضرت همزمان بود با حکومت داری هارون.

۲) پنج سال اول امامت آن حضرت که مصادف باخلافت امین بود.

۳) پنج سال آخرامامت آن بزرگوارکه مصادف باخلافت مامون وتسلط اوبرقلمرواسلامی آن روز بود.

مدتی از روزگار زندگانی امام رضا(ع) هم زمان باخلافت هارون الرشید بود. دراین زمان مصیبت دردناک شهادت پدربزرگوارشان ودیگر مصیبت های دردناک برای علویان اتفاق افتاد . دراین زمان هارون برای قتل حضرت بسیارتلاش کردولی موفق نشد بعدازوفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. این دوره را می توان در زندگی امام در دوران آرامش بنامیم.اما سرانجام مامون عباسی توانست برادرخود راشکست داده واو رابه قتل برساند.پس از مدتی اوتصمیم گرفت تاخلافت را به امام پیشنهاد دهد وخد از خلافت به نفع امام کناره گیری کند،زیرا مامون می خواست شخص امام رازیر نظر داشته باشد وهم چنین ازقیام های متعدد شیعیان جلوگیری کند و او قصد داشت پس از سرکوب آشوب ولیعهدی را از امام پس بگیردودوباره خود برسرتخت پادشاهی بنشیند.او فکرمی کرد با این کار نیزمی تواندطرفداران زیادی رابدست آورد.
حدیث سلسله الذهب:

درطول سفرامام به مرو،هرکجامی ایستادند برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می شد.ازجمله هنگامی که امام درمسیرحرکت خود واردنیشابورشدند ودرحالی که محملی قرار داشتند ازوسط شهرنیشابورعبورمی کردند.مردم زیادی که خبرورود امام به نیشابور راشنیده بودند،همگی به استقبال حضرت آمدند.دراین هنگام چندتن ازعلما به همراه گروه بی شماری ازطالبان علم واهل حدیث ودرایت به امام گفتند:”ای امام بزرگ وای فرزندامامان بزرگوار،تورابه حق پدران پاک واجداد بزرگوارت سوگند می دهیم که حدیثی ازپدران وجدبزرگوارتان ،پیامبرخدابرای مابیان فرمایی تایادگاری نزدماباشد.”امام دستورتوقف مرکب رادادندپس همگان دورهم جمع شدند وبه شنیدن حدیث پرداختند.حضرت ازقول پیامبر،جبرئیل وحضرت حق فرمودند:کلمه “لااله الاالله”حصارمن است پس هرکس آن رابگویدداخل حصارمن شده وکسی که داخل حصارمن گردد ایمن ازعذاب من خواهد بود.سپس امام فرمودند:”امااین شروطی دارد ومن ،خود،ازجمله آن شروط هستم.”

این حدیث بیانگراین است ازشروط اقراربه کلمه لااله الاالله.اقراربه امامت آن حضرت واطاغت وپذیرش گفتارورفتارامام می باشد که ازجانب خداوند تعالی تعیین شده است. درحقیقت امام شرط رهایی ازعذاب الهی راتوحیدوشرط توحیدراقبول ولایت وامامت می دانند.
ولایت عهدی:

هنگامی که حضرت وارد مروشدند،مامون ازایشان استقبال شایسته ای کردودرمجلسی که همه ارکان دولت حضورداشتند صحبت کردوگفت:تصمیم گرفته ام که خودرا از خلافت خلع کنم وآن رابه علی بن موسی الرضا واگذارکنم . امام فرمودند:”هرگز قبول نخواهم کرد.” وقتی مامون مایوس شد گفت:پس ولایت عهدی راقبول کن تابعدازمن شماخلیفه باشید. این اصراروانکارامام دوماه بیشترطول نکشیدتاآن جا که مخفیانه ودر مجلس خصوصی مامون حضرت راتهدید به مرگ کرد. امام هم به اجبارپیشنهادمامون راپذیرفت و ولی عهداوشد.
جنبه علمی امام:

امام وارث علم امامت بوده که ازجدش رسول خدا بمیراث مانده بود،اوچشمه جوشانی بودتشنگان معرفت ودانش را سیراب می کرد وگمشدگان سرزمین جهل ونادانی را راهنمایی می کرد.

مامون که شورواشتیاق مردم نسبت به امام واعتبار بی همتای امام رادرمیان ایشان می دید می خواست اعتبارایشان راخدشه دارکندوکارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد.از جمله آنها تشکیل جلسات مناظره ای بین امام ودانشمندان علوم مختلف ازسراسر دنیا بود،تا آن ها با امام به بحث بپردازند ، شاید بتوانند امام را ازنظرعلمی شکست دهند.درآن مجلس حضرت باهریک ازدانشمندان به زبان خود و با دلایل علمی کتاب وقرآن جواب سوالات آنان رامی داد وقانعشان می کرد.دراین بین عده ای درهمان لحظه به وی واسلام روی آوردند.

می توان نتیجه گرفت که آن حضرت معدن کلمات پروردگار،صندوق انوارالهی وعلم خداوند متعال است .همین مباحثات حضرت رضا(ع) بافرقه های مختلف درمجلس مامون ،مقام علمی آن حضرت را آشکار می کرد،چنانچه بارها مامون می گفت:”هیچ کس را در روی زمین داناترازحضرت رضا(ع) نمی دانم.
اخلاق ومنش امام:

خصوصیات اخلاقی وزهد وتقوای آن حضرت به گونه ای بود که حتی دشمنان خویش رانیزشیفته ومجذوب خودکرده بود. بامردم درنهایت ادب تواضع ومهربانی رفتار می کرد وهیچ گاه خود را از مردم جدانمی نمود.

یکی ازیاران امام می گوید:”هیچ گاه ندیدم که امام رضا(ع) درسخن برکسی جفاورزد ونیزندیدم که سخن کسی را پیش ازتمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی کرد در حضوردیگری پایش را دراز نمی فرمود. هرگز ندیدم به کسی ازخدمتکارانش بدگویی کند. خنده قهقهه نبود بلکه تبسم می فرمود . چون سفره غذا به میان می آمد،همه افراد خانه حتی دربان ومهتر را نیزبرسرسفره خویش می نشاند وآنان همراه با امام غذا می خوردند. شبها کم می خوابیدند وبسیاری ازشبها را به عبادت می گذراندند. بسیار روزه می گرفت وروزه سه روز در ماه راترک نمی کردند. کارخیر وانفاق پنهان بسیار داشتند. بیشتردرشبهای تاریک ،مخفیانه به فقرا کمک می کردند. یکی دیگر ازیاران ایشان می گوید:فرش آن حضرت درتابستان حصیرودر زمستان پلاسی بود . لباس اودر خانه درشت وخشن بود، اما هنگامی که درمجالس عمومی شرکت می کرد خود رامی آراست. شبی امام میهمان داشت، درمیان صحبت چراغ ایرادی پیداکرد، میهمان امام دست پیش آورد تاچراغ را درست کند اما امام نگذاشت وخود این کار را انجام دادوفرمود:ما گروهی هستیم که میهمان خود رابه کار نمی گیریم.
شهادت امام:

مامون براي مسموم نمودن امام(ع)دقيقترين راه را انتخاب كرد كه هيچگونه اي باقي نگذارد وي در يكي از منازل بين راه خوشه انگوري انتخاب كرد و سوزن هايي را در ته دانه هاي آن قرار داد وپس از چند روز سوزن ها را برداشت و خوشه انگور را كه هيچ گونه تغييري در ظاهر آن ديده نمي شد به حضرت تعارف كرد و اصرار نمود، تا حضرت چند دانه اي از آن خوردند و مسموم گرديدند.

تدفین امام:

به قدرت واراده الهی امام جواد(ع) فرزند ایشان وامام بعدازآن حضرت به دورازچشم دشمنان بدن مطهرایشان راغسل داده وبرآن نمازگذارده وپیکرپاک ایشان بامشایعت بسیاری ازشیعیان ودوستداران آن حضرت درشهرمشهد دفن گردید وقرن هاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت ومباهانت ایرانیان است.


دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *