راز پیج های بزرگ اینستاگرام در درستان شما روش تضمینی و همیشگی بالا بردن فالوور اینستاگرام تا روزی چند کا(فیلم آموزشی فارسی) + نرم افزارمورد نیاز اندروید

روش تضمینی و همیشگی افزایش فالوور اینستاگرام تا روزی چند کا(فیلم آموزشی فارسی) + نرم افزار اندروید

فالوورهای واقعی و ایرانی دریافت کنید

به شما تضمین می دهیم این روش همیشگی است

چندین نفر قبل از شما از طریق این روش صاحب پیج های پرمخاطب شده اند

یک روش جدید و پربازده


افزایش واقعی فالوور اینستاگرام


شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور
چـقـدر مفـید بـود ؟
شعر عاشقانه حامد ابراهیم پور irnab ir شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور

حامد ابراهیم پور ، شعر عاشقانه

شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور | اشعار عاشقانه

 

قرار اولمان هرکجا که دار نباشد / به دور سینه یمان سیمِ خاردار نباشد!

توجهی به شب و حلقه ی طناب نکردن / قرار بعدیِ مان مرگ را حساب نکردن! 

بدون بال در این آسمان پرنده بمانیم / قرار بعدیِمان لج کنیم، زنده بمانیم

اگر چه بر تنمان رد پای قرمز جنگ است / به مرگ فکر نکن، زندگی هنوز قشنگ است..!

شبانه از دهن گربه ی سیاه پریدن / دو تا پلنگ شدن ،سمت قرص ماه پریدن

دو تا پلنگ، نه! مثل دو تا عقاب، دو ماهی / دو تا ستاره ی افتاده از دهان سیاهی

دوتا پرنده ی بی سرزمین، دو اشک چکیده / دو تا ستاره ی دنباله دار رنگ پریده

قرار بعدی مان کشف رنج های دنیرو / و قهوه خوردن در ساحل ریو دو ژانیرو

قرار بعدی انکار عقده های زمینی / فرار کردن از خوک دانیِ پازولینی

دوباره کشف معمای فیلمهای نوار و / قرار بعدی مان زخمهای ژان رنوار و

مرور کردن عصیان بی مرور براندو / برای بار صدم قصه های عامه پسندو

به کشف درد رسیدن، به کشف یک شب خونی / هویت زن بی آرزوی آنتونیونی

گذشتن از دل این زخم های کهنه ی کاری / پس از شکستن آغوش های آلمادواری!!

قرار بعدیِ مان هرکجا که سایه نباشد / دوباره پای کسی روی چارپایه نباشد 🙁

به سوی این شب بی انتها تفنگ گرفتن / به احترام سر میرزا تفنگ گرفتن!

دوباره زنده شدن ، از دهان قبر پریدن / رئیس علی شدن و روی زین ببر پریدن !!

قرار بعدی مان قهوه با دو تکه ی ژیگو / به جنگ میروم امروز…آدیوس آمیگو

قرار بعد غریو تفنگ های من و تو / نشانه رفتن سمت فالانژ های فرانکو

صدای ریزش زنجیرهای کهنه ی خونین / صدای آزادی روی رزمناو پوتمکین

صدای زخمی ویکتور خارا –جنازه ی زنده– / گلوله خوردن در کوچه …زنده باد آلنده …

من و تمامی این لحظه های رنگ پریده / من و تمامی این خاطرات رنج کشیده 🙁

من و تلاقی هر روز دردها…بروفن ها / من و دویدن بیهوده در جهان کوئن ها …

من و تمامی تنهاییم ،‌ تمامی دردم / من و تمامی این روزها که گریه نکردم 🙁

من و دراز کشیدن کنار نعش کبودم / من و نبودن انسان بهتری که نبودم 🙁

من و بریدن هرروز این زبان اضافی / من و شکستن یک مشت استخوان اضافی 🙁

من و حضور شب و آسمان چرکی تهران / من و جویده شدن در دهان چرکی تهران 🙁

قرار بعدی اعجاز دستهای من و تو 🙁 / شکوفه دادن گیلاس در خزان کیوتو

قرار بعدیمان گفتگو،مراسم چایی / و شام خوردن در هاید پارک ویکتوریایی

قرارمان شب نمناک نانت، رخوت بوردو / نگاه کردن خورشید در غروب پالرمو

شریک موج…شبیه تن دو ماهی لیز و / تو و شنا کردن زیر آفتاب ونیز و

قرارمان دگرانزوم هتل، حوالی پانتون / برای یافتن نادیای آندره برتون

قرار بعدی مان اضطراب بوسه ی من با / شکوه سمفونی زندگی…غروب وین با

پرنده های مسافر به دور دست پریدن / به سرزمین های بهتری که هست پریدن

قرار بعدی یک زندگی کوچک عادی / فرار کردن از لحظه های مارکی دوسادی

قرار مان هرجا غصه ها بزرگ نباشد / میان سفره یمان رد پای گرگ نباشد 🙁

شاعر: حامد ابراهیم پورirnab شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور

پی نوشت اول

خَبــر بــــــه دورترین نُقطه ي جهان برسد / نخواست او به منِ خسته بــی گمان برسد 🙁

شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشمِ خودت / کسی کــــــه سهم تو باشد به دیگران برسد 🙁

چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر / بـــه راحتی کسی از راه نـاگهـــــــان برسد …

رهــا کنی بـــرود از دلت جــدا بـــاشد / به آن کـــه دوست تَرَش داشته به آن برسد

رهــا کنی بروند و دو تا پرنده شوند / خبر بـــه دورترین نقطه ی جهان برسد

گلایـــه اي نکنی بغض خـویش را بخــــــوري / که هق! هق!… تو مبادا به گوششان برسد 🙁

خدا کند کــه… نه! نفرین نمی کنم… نکند / به او کـــــــه عاشق او بوده ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود / خدا کند کــه فقط زود آن زمان برسد :(:(

 

” زنده یاد نجمه زارع

irnab شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور

پی نوشت دوم

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌ / پياده آمده‌ بودم‌، پياده خواهم رفت‌

طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد / و سفره‌ای كه تهی ‌بود، بسته خواهدشد

و در حوالی شبهای عيد، همسايه‌! / صدای گريه نخواهی شنيد، همسايه‌!

همان غريبه كه قلك نداشت‌، خواهد رفت‌ / و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌

 

برای خواندن شعر به صورت کامل روی شعر پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت از محمدکاظم بهمنی کلیک کنید.

 

شعر عاشقانه قرار اول از حامد ابراهیم پور | شعر عاشقانه

دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *